آنکه مست آمدو دستی به دل ما زد و رفت... در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت... خواست تنهایی ما رو به رخ ما بکشد... طعنه ای بر در این خانه ی تنها زدو رفت... آنکه مست آمدو دستی به دل ما زد و رفت... در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت... خواست تنهایی ما رو به رخ ما بکشد... طعنه ای بر در این خانه ی تنها زدو رفت... فریاد کشید آخر خفه شدم! چرا حرفی نمیزنی؟ گفتم: نشنیده ای؟.... برو یک نفر فکر غذای امشب است یک نفر از گشنگی نان می مکد یک نفر خون یتیمان می مکد یک نفر همواره راهش کج کند یک نفر همواره راه حج کند عده ای از رفتن خود شاکی اند عده ای در مردی خود باقی اند عده ای فکر گناه بعدی اند عده ای در انتظار مهدی اند تولد تولد تولدم مبارک.. بابا دست بزن روحیت باز شه وقته پارتیه اینارو باش یکی بره کیکو بیاره وای کادوها رسید دمتون گرم راضی به زحمت نبودم شرمنده کردین داغونی ام از آنجا شروع شد که فهمیدم
از میان این همه "بود"
زمین نفسی دوباره میکشد برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زنند سال نو میشود و پرنده ها خسته بر می گردند و در این رویش سبز دوباره من ... تو ... ما کجا ایستاده ایم سهم ما چیست؟ ... نقش ما چیست؟ ... پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟ زمین سلامت می کنیم و ابرهادرودتان و چون همیشه امیدوار و سال نو مبارک ... تو باشی منم باشم.........کف اتاق سنگ باشه که سردم نشه.........که نلرزم پاهاتم دراز کردی........ منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دوتا دستتم دورم حلقه کردی میگی:اره!!!!!بعد چشماتو میبندی میگی:اره!!!!!بعد شروع میکنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن..... یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچوقت تموم نمیشن.......میدونی؟میخوام رگ بزنم یه ضربه عمیق........بلدی که؟؟! تو چشماتو نمیبینی من تیغ رو از جیبم در میارم نمیبینی خون فواره میزنه روسنگای سفید........ نمیبینی دستم میسوزه و لبم رو گاز میگیرم که نگم اااااااااااااااخخخخخخخخخخخ که چشماتو باز نکنی و منو نبینی دستمو میذارم روزانوم........خون میاد از دستم میریزه قشنگه مسیر حرکتش.......قشنگه رنگ قرمزش......... حیف که چشمات بسته ست ونمیبینی...... تو بغلم کردی.......میبینی که سردم شده...... محکم تر بغلم میکنی که گرم بشم........ میبینی نامنظم نفس میکشم....... تو دلت میگی:اخی دوباره نفسش گرفت! میبینی دیگه نفس نمیکشم میدونی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از سرد شدن........از تنهایی مردن........ از خون دیدن وقتی که تو بغلم کردی دیگه نترسیدم....... مردن خوب بود.اروم اروم....... گریه نکن دیگه من که نیستم چشماتو بوس کنم و بگم دلم میگیره هاااااااااااااااا!!!!!!! بعدش تو همون جوری وسط گریه هات بخندی......... گریه نکن دیگه خب؟؟؟! دلم میشکنه......دل روح نازکه.......نشکنش خب؟؟!! برادر جان نمی دونی چه دل تنگم برادر جان نمی دونی چه غمگینم نمی دونی نمی دونی برادر جان گرفتار کدوم تلسمو نفرینم نمی دونی چه سخته در به در بودن مثل طوفان همیشه در سفر بودن برادر جان برادر جان نمی دونی چه تلخ وارث درد پدر بودن دلم تنگه برادر جان برادر جان دلم تنگه دلم تنگه از این روز های بی امید ازین شب گردی های خسته و مایوس از این تکرار بیهوده دلم تنگه همیشه یک غمو یک درد ویک کابوس دلم تنگه برادرجان برادر جان دلم تنگه دلم خوش نیست غمگینم برادر جان از این تکرار بی رویا بی لبخند چه تنهاییه غمگینی که غیر از من همه خوشبخت وعاشق عاشقو خرسند به فردا دل خوشم شاید که تا فردا طلوع خوب خوشبختیه من باشه شبا با رنج تنهای من سر کن شاید که فردا روز عاشق شدن باشه دلم تنگه برادر جان برادر جان دلم تنگه صبح بلندشی وببینی که دیگه دوسش نداری خیلی سخته که نباشه هیچ جایی واسه آشتی بی وفا شه اون کسی که جونتوواسش گذاشتی خیلی سخته توزمستون غم بشینه روی برفا میسوزونه گاهی قلب وزهر تلخ بعضی حرفا خیلی سخته اون کسی که اومدوکردت دیونه هوساش وقتی تموم شدبگه پیشت نمیمونه خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات میمیره بره ودیگه سراغی ازتوونگات نگیره خیلی سخته تایه روزی حرفای اون باورت شه نکنه یه روزندامت راه تلخ آخرت شه خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفرشه تازه فردای همون روزدوست عاشقش خبرشه خیلی سخته که دلی روبانگات دزدیده باشی وسط راه اماازعشق یه کمی ترسیده باشی خیلی سخته توی پاییزبا غریبی آشنا شی اماوقتی که بهارشدیه جوری ازش جداشی خیلی سخته واسه اون بشکنه یه روزغرورت اون نخوادولی بمونه همیشه سنگ صبورت خیلی سخته اون که دیروزتوواسش یه رویا بودی ازیادش رفته واسش توتموم دنیا بودی خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره ولی تارسیدی اونجا ببینی روز شددوباره خیلی سخته که من وتو همیشه باهم بمونیم آنقدرعاشق که ندونن دیوونه کدوممونیم انقدر تیر به این تن نزنید نیزه ها رابه دل من بزنید انقدر طعنه به غم دیده چرا؟ نیش خند به سر بریده چرا؟ جرم این کشته چه بوده است مگر که زده بوسه به هر سنگر باشد این تن همه ی هستی من مونس ومایه ی سرمستی من ا نقدر دختر او را نزنید حرم مطهر او را نزنید سرنورانی او را بینید چشم بارانی او را بینید این سر رفته به میدان من است که سر نیزه پریشان من است در نگاهش سخنی پنهان است که حریمم به شما مهمان است کودکان را گه رفتن نزنید تازیانه به تن من بزنید سبب سیلی بر طفلان چیست ؟ آخر این رسم وفاداری نیست سر مردان خدا را سر نیزه زدید مرد باشید دگر سنگ به زنها نزنید این حسینی که چنین در صحراست این همان غنچه ی سرخ زهراست به فدایت ولدی نور دو عین آمده مادرم بربالین حسین دست وپای حرمش را بستید عهد ها را همگی بشکستید مست این پیکر بی غسل وکفن دل من کعبه ی من قبله ی من ![]()
![]()
![]()
![]()




هووووووووووو هووووووووووو

حالا بیا وسط آها... آها...











راستی ممنون ک برا تولدم اومدین
![]()

من در آرزوی یکی ام که " نبود "
![]()
کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین
از هرچه بود و نیست گذشتم ولی هنوز
در مرز چشمهای تو گیرم فقط همین
با دیدنت زبان دلم بند آمده است
عاشق شدم که لال نمیرم فقط همین..........![]()
ادامه مطلب![]()
سنگ سفید.......تو منو بغلم کنی که نترسم........
اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار........
دادم.......با پاهات محکم منو گرفتی.......
بهت میگم:چشماتو میبندی؟
بهت میگم برام قصه میگی تو گوشم؟؟؟؟
رگ خودمو........مچ دست چپمو.......یه حرکت سریع........
ولی تو که نمیدونی میخوام رگمو بزنم.......
.....نمیبینی که سریع میبرم.......
تو داری قصه میگی......... من شلوارک پامه........
رو زانوم و از زانوم میریزه رو سنگا........
میبینی هر چی محکم تر بغلم میکنی سرد تر میشم........
چشماتو باز میکنی میبینی من مردم.....!!!!!!!!!
من میترسیدم خودمو بکشم!![]()
.
.
.
سلامتي مداد پاك كن كه به خاطر اشتباه ديگران خودشو كوچيك ميكنه . . .
.
.
.
به سلامتي اون دلي كه هزار بار شكست ولي هنوزم شكستن بلد نيست . . .
.
.
.
به سلامتي اونايي كه تو اوج سختي ها و مشكلات
به جاي اينكه تَركمون كنن دركمون مي كنن . . .
.
.
.
سلامتي اونايي كه
درد دل همه رو گوش ميدن
اما معلوم نيس خودشون كجا درد دل ميكنن . . .
.
.
.
به سلامتي اون رفتگري كه تو اين هوا داره به عشق زن بچش
كوچه و خيابون رو جارو ميزنه كه يه لقمه نون حلال در بياره . . .
.
.
.
سلامتي اونايي كه تو اين هواي دو نفره با تنهاييشون قدم ميزنن . . .
.
.
.
به سلامتي اونهائي كه دوست دارم رو درك مي كنند
و اونو به حساب كمبودهات نمي ذارن . . .
.
.
.
به سلامتي اوني كه باخت تا رفيقش برنده باشه . . .
.
.
.
به سلامتي همه باباهايي كه
رمز تموم كارتهاي بانكيشون شماره شناسنامشونه !
.
.
.
به سلامتي كسي كه هنوز دوسش داري
ولي ديگه مال تو نيست . . .
.
.
.
سلامتي مادر
كه وقتي غذا سر سفره كم بياد
اولين كسي كه از اون غذا دوس نداره خودشه . . .
.
.
.
به سلامتي همه اونايي كه خطشون اعتباريه ولي معرفتشون دايميه!
.
.
.
به سلامتي اونايي كه به پدر و مادرشون احترام ميذارن و ميدونن تو خونه اي كه
بزرگترها كوچك شوند؛ كوچكترها هرگز بزرگ نميشوند . . .
.
.
.
به سلامتي مادر كه بخاطر ما هيكلش به هم خورد !
.
.
.
به سلامتي كسي كه ديد تو تاكسي بغليش پول نداره
به راننده گفت :پول خورد ندارم مال همه رو حساب كن….!
.
.
.
به سلامتي بيل!
كه هرچه قدر بره تو خاك، بازم برّاقتر ميشه . . .
.
.
.
به سلامتي سيم خاردار!
كه پشت و رو نداره
.
.
.
به سلامتي اوني كه بيكسه، ولي ناكس نيست . . .
.
.
.
.
به سلامتي حلقه هاي زنجير
كه زير برف و بارون ميمونن زنگ ميزنن ولي هم ديگه رو ول نميكنن . . .
.
.
.
گل آفتابگردان را گفتند:
چراشبها سرت را پايين مي اندازي؟
گفت :ستاره چشمك ميزند، نميخواهم به خورشيد خيانت كنم
به سلامتي همه اونايي كه مثل گل آفتابگردان هستند . . .
.
.
.
به سلامتي همه ي اونايي كه مارو همين جوري كه هستيم دوس دارن . . .
.
.
.
بسلامتي اون دختري كه حاضر زير بارون خيس بشه ولي سوار ماشين هيچ پسري نشه . . .
.
.
.
به سلامتي كسي كه وقتي بردم گفت :
اون رفيق منه
وقتي باختم گفت :
من رفيقتم . . .
.
.
.
به سلامتي كسي كه بهش زنگ ميزي…..خوابه
ولي واسه اين كه دلت رو نشكنه
ميگه:خوب شد زنگ زدي….بايد بيدار ميشدم . . .
.
.
.
به سلامتي اون بچهاي كه شيمي درماني كرده همه ي موهاش ريخته
به باباش ميگه بابا من الان شدم مثل رونالدو يا روبرتو كارلوس؟
باباش ميگه قربونت برم از همه اونا تو خوش تيپ تري . . .
.
.
.
به سلامتي اون پسري كه وقتي تو خيابون نگاهش به يه دختر ناز و خوشگل ميفته
بازم سرشو ميندازه پايين و زير لب ميگه: اگه آخرشم باشي
انگشت كوچيكهٔ عشقم هم نيستي . . .
.
.
.
به سلامتي اونايي كه
چه عشقشون پيششون باشه چه نباشه
چشمشون مثل فانوس دريايي نمي چرخه . . .
.
.
.
به سلامتي دريا كه همه با لبش خاطره دارن !
.
.
.
به سلامتي همه اوونايي كه
دلشون از يكي ديگه گرفته
ولي براي اينكه خودشون رو آروم كنن
ميگن بخاطره غروب پاييزه . . .
.
.
.
بسلامتي با ارزش ترين پول دنيا “تومن”
چون هم تو هستي توش، هم من . . .
.
.
.
به سلامتي اونايي كه اگه صد لايه ايزوگامشون
هم بكنن بازم معرفت ازشون چيكه ميكنه . . .
.
.
.
سلامتي اونايي كه دوسشون داريم و نميفهمن !
آخرشم دق ميدن مارو !
.
.
.
سلامتي همه كلاس اولي ها كه تازه امسال ياد ميگيرن سلامتي درسته نه صلامتي!
.
.
.
بسلامتيه اون پسري كه خواست آدم بشه
ولي يه دختر اومد تو زندگيش و نذاشت
هميشه پاي يك زن در ميان است !
.
.
.
سلامتي پسر بچه هاي قديم كه پشت لبشونو با ذغال سياه مي كردن
كه شبيه باباهاشون بشن
نه مثل جووناي امروز ابروهاشونو نازك مي كنن كه شبيه ماماناشون بشن !
.
.
.
به سلامتي مهره هاي تخته نرد كه تا وقتي رفيقشون تو حبس حريف به احترامش بازي نمي كنن !…….به سلامتي كسيكه تو خيالمونه ولي بيخيالمونه…
.
.
.
به سلامتي دوست خوبي كه
مثل خط سفيد وسط جاده است,
تكه تكه ميشه
ولي بازم پا به پات مياد
.
.
.
به سلامتي باغچه اي كه خاكش منم گلش تويي و خارش هرچي نامرده
و در آخر به سلامتيه دوست نازنيني كه گفت:
قبر منو خيلي بزرگ بسازين…. چون يه دنيا ارزو با خودم به گور ميبرم !
.
.
.
(به سلامتي تو)
![]()
![]()
![]()
![]()



